محمد عارف اسپناقچى پاشازاده

105

انقلاب الاسلام بين الخواص و العوام ( فارسي )

سواره ايستاده ؛ احمد پاشاى هر سكلى اوغلى صدر اعظم و احمد پاشاى دوقه گين اوغلى وزير دوم و مصطفى پاشاى بيغلو چاوش وزير سوم در ملازمت سلطان در مواقع مخصوصهء خودشان منتظر صدور فرمان ماندند . تاريخ روضة الصفوية « 1 » مىنگارد كه : « طريق سلاطين روم آن است كه در وقت محاربه ، حدود جنود خود را به عرّاده و زنجيرها استحكام داده ، حصن [ به غايت ] « 2 » حصين جهت خود مىسازند و تفنگچيان در اندرون آن به انداختن ضربزن و توپ و تفنگ مىپردازند . و بر بالاى عرّاده بر هيئت اژدر قزغان‌هاى - توپ‌هاى - صغار و كبار گذاشته و ايشان در انداختن توپ و تفنگ و رعّاده و ضربزنگ به آن مرتبه مهارت و اقتدار دارند كه لا يتجزّى را در امتداد اشعهء نظرى ، از يك ميل جاى هدف اصابت مىسازند و نقطهء موهوم را به سهام خطوط بصرى از يك فرسنگ راه بر نشانه مىاندازند . خان محمد استاجلو و نورعلى خليفهء روملو و بعضى از مردمان كه از اطوار روميان با خبر بودند ، عرض نمودند كه قبل از آنكه مخالفان خود را حراست نمايند ، بر بالاى چالدران بر سر ايشان رويم و مهم آن ناتمامان را به اتمام رسانيم . دورمش‌خان شاملو اين سخن را رد كرده ، به خان محمد گفت كه كدخدايى تو در دياربكر مىگذرد و معروض داشت كه ما مكث مىكنيم تا وقتى كه آنچه مقدور ايشان است از قوّه به فعل مىآورند در محافظت خويش ؛ بعد از آن قدم در ميدان كارزار آورده ، دمار از لشكر ايشان در مىآوريم . خاقان اسكندر شأن - شاه اسماعيل - سخن دورمش‌خان را قبول نموده ، سلطان سليم از پشتهء چالدران پايين آمده ، در استحكام جنود خود اهتمام كرده ، اطراف خود را به عرّابه و زنجير مسدود ساخت . عرابه چو اسبان چوبين به كار * بر آن رو ميان همچو طفلان سوار عرابه چو فيل و تفنگها « 3 » به دست * نمايان چه خرطوم پيلان مست دوازده هزار ينگىچرى را مقرر كرد كه در پيش صف ايستاده ، به كار خود مشغول گردند . ميمنه و ميسرهء لشكر را به پاشايان نامدار مثل سنان پاشا و مصطفى پاشا مشهور به بيغلو چاوش [ پاشا ] و فرهاد پاشا و قراجه پاشا و ذوالقدر اوغلى على ولد شهسوار بيگ تفويض نمود . و مالغوچ اوغلى را چرخچى گردانيد و مخال اوغلى را موچى كرد . زياده از صد هزار سوار مرسوم خوار ثعبان ديدار ، به ميدان هيجا فرستاد . از اينجانب خاقان گردون غلام ، برابرش خوشخرام سوار گشته ، بيت : به بالاى توسن بر آمد دلير * بر آهنگ ميدان چو غرّنده شير فروزان رخش بر فروزان « 4 » ستور * تجلّى نمايان شد از كوه طور

--> ( 1 ) . صحيح آن احسن التواريخ است ؛ چون عبارتى كه آوره ، عينا برگرفته از روملو است نه جنابذى . ( 2 ) . موارد ياد شده در قلاب ، از متن چاپى احسن التواريخ . ( 3 ) . در متن چاپى : تفكها ( 4 ) . در متن چاپى : فراز